moving
به همرسانی
/ ˈmü-viŋ /
adjective
متحرّک؛
در حالِ حرکت، جنبنده، جنبان؛
محرّک، محرّکه (نیرو)؛
تکاندهنده (داستان، حادثه و غیره)؛
تأثّرانگیز، رقّتانگیز؛
مؤثّر
moving
/ ˈmü-viŋ /
noun
اسبابکشی، نقلِ مکان
دیدگاهها
ثبت دیدگاه