جاخالی دادن، خود را کنار کشیدن، دررفتن، گریختن؛
طفره رفتن، دم به تله ندادن؛
رد کردن، جاخالی دادن جلوی (ضربه، توپ)؛
دررفتن از، فرار کردن از، گریختن از چنگِ (تعقیبکننده)؛
طفره فتن از، گذشتن از کنارِ (سؤال، جواب)؛
از زیرِ بارِ ... در رفتن، تن ندادن به (مشکلات، کار، وظیفه، مالیات)(محاوره)