do for sb / sth
به همرسانی
verb (T)
خدمتکاری کردن برای، کلفتی کردن برای، کارِ ... را کردن، کارِ خانه کردن برای (در بریتانیا)؛
تهیه کردن، فراهم کردن، به دست آوردن، ترتیبِ ... را دادن؛
خراب کردن، از بین بردن، نابود کردن، به خاکِ سیاه نشاندن؛
بهتر کردن، زیباتر کردن؛
(محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه