بالا رفتن از، صعود کردن از؛
سوارِ اسب کردن (شخص)؛
سوارِ ... شدن (اسب، دوچرخه)؛
چسباندن، زدن، گذاشتن، قرار دادن (عکس، تمبر و غیره)؛
چسباندن، زدن (نقشه)؛
نصب کردن، کار گذاشتن (دستگاه)؛
کار گذاشتن (جواهر)؛
سوار کردن (تفنگ، توپ)؛
بلند کردن (تفنگ)؛
تدارک دیدن، ترتیب دادن (نمایشگاه، تظاهرات و غیره)؛
برپا کردن؛
روی \ به صحنه آوردن (نمایش)؛
نمایش دادن (فیلم)؛
محافظ گذاشتن، مراقب گذاشتن، نگهبان گذاشتن، کشیک گذاشتن؛
گذاشتن (محافظ و غیره)؛
سوارِ ... شدن (حیوانِ ماده)(در موردِ حیوانِ نر)