moldy
به همرسانی
/ ˈmōl-dē /
adjective
کَپکزده؛
بوی ناگرفته، مانده؛
مربوط به نا، مربوط به ماندگی (بو)؛
زنگزده (اثاثیه و غیره)(محاوره، به طعنه)؛
از کار افتاده؛
کهنه، قدیمی، اسقاط؛
گند، مزخرف (در بریتانیا، عامیانه)؛
عوضی (شخص)(در بریتانیا، محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه