moor
به همرسانی
/ ˈmu̇r /
noun
خلنگزار، بوتهزار (نیز در جمع، moors)؛
دشت، دشت و دَمن؛
شکارگاه
moor
/ ˈmu̇r /
verb (T)
بستن، مهار کردن (کشتی، قایق)؛
به اسکله بستن؛
لنگرِ ... را انداختن
moor
/ ˈmu̇r /
verb (I)
لنگر انداختن؛
کشتی را به اسکله بستن، قایق را به اسکله بستن
Moor
/ ˈmu̇r /
noun
مَغربی؛
عربِ مَغربی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه