monitor
به همرسانی
/ ˈmä-nə-tər /
noun
دستگاهِ کنترل، دستگاهِ مراقبت (پزشکی، فنی)؛
مونیتور (شخص)؛
نمایشگر، صفحۀ مونیتور(تلویزیون، کامپیوتر)؛
دستگاهِ بازشنود، مونیتور، دستگاهِ ردگیر (رادیو)؛
مبصر (آموزشی)؛
بزغالهمار، بزمجه
monitor
/ ˈmä-nə-tər /
verb (T)
کنترل کردن، زیرِ نظر گرفتن (دستگاه، کار و غیره)؛
مونیتور کردن (برنامههای رادیویی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه