dissolve
به همرسانی
/ di-ˈzälv // -ˈzȯlv // -ˈzäv, // -ˈzȯv /
verb (T)
حل کردنِ نمک، شکر و غیره؛
محو. کردن، زایل کردن، از بین بردن (منظره، تصویر)؛
فسخ کردن، به هم زدن، باطل کردن (قرارداد و غیره)؛
خاتمه دادن به، پایان دادن (جلسه، مجلس)؛
منحل کردن (جلسه، مجلس)
dissolve
/ di-ˈzälv // -ˈzȯlv // -ˈzäv, // -ˈzȯv /
verb (I)
حل شدنِ ماده؛
محو شدن، زایل شدن (منظره و غیره)؛
فسخ شدن و باطل شدنِ قرارداد و غیره؛
خاتمه یافتن، منحل شدن (جلسه)؛
ناپدید شدن، زایل شدن، از میان رفتن (ترس، امید)(مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه