dish
به همرسانی
/ ˈdish /
noun
دیس؛
ظروفِ غذاخوری (در جمع)؛
ظرفها؛
غذا، خوراک، طعام؛
بشقاب، قاب، جام (فنی)؛
تشت (آزمایشگاه، عکاسی)؛
تکه، لعبت (عامیانه)
dish
/ ˈdish /
verb (T)
کشیدن، سِرو کردن، دادن (غذا)؛
به جان آوردن، از پای درآوردن، ناکام کردن (دشمن، رقیب)(در بریتانیا، محاوره)؛
به هم زدن، خراب کردم، بر باد دادن (شانس و غیره)(در بریتانیا، محاوره)
dish-
prefix
بشقاب، دوری، پیشدستی، گنجانه، دیس،
قاب
- ،
ظرف
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه