misunderstood
به همرسانی
/ (ˌ)mi-ˌsən-dər-ˈstu̇d /
past or past participle
گذشته و شکلِ سومِ فعلِ misunderstand
misunderstood
/ (ˌ)mi-ˌsən-dər-ˈstu̇d /
adjective
کژفهمیده، کژفهمیدهشده، بدشناختهشده؛
درک نشده، فهمیده نشده، کشفنشده، ناشناخته مانده
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
کژباویده
\ kaž.bâv.id.e \
صفت
ساختواژه
کژ
+
باوید +
ــِـ
ه
بروید به: understand .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
او یکی از کژباویدهترین بازیکنانِ جهانِ فوتبال است.
میرزاملکمخان یکی از شخصیتهای کژباویده (بدفهمیدهشده) در تاریخِ کشورِ ماست.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه