نخوردن به، اصابت نکردن به(هدف و غیره)؛
ندیدن؛
نشنیدن؛
متوجه نشدن، نفهمیدن، نگرفتن، توجه نکردن؛
نرسیدن به، از دست دادن (کلاس، قطار و غیره)؛
از دست دادن، محروم شدن از (فرصت، شانس و غیره)؛
متوجه شدن که … گم شده است \ نیست، متوجهِ گم شدنِ \ نبودنِ… شدن؛
نبودِ \ جای خالیِ … را احساس کردن، دلِ کسی برای … تنگ شدن؛
کمبودِ … را احساس کردن؛
قسر در رفتن، گرفتارِ… نشدن، از شرّ ِ…خلاص شدن