خالی کردن، تخلیه کردن (کشتی، بار)؛
تخلیه کردن، بیرون ریختن (مایع، گاز، برق و غیره)؛
بیرون دادنِ چرک؛
شلیک کردن، آتش کردن، درکردن (تفنگ)؛
پرتاب کردنِ تیر و موشک؛
منفصل کردن، بیرون کردن، اخراج کردن (کارمند)؛
مرخص کردنِ سرباز، بیمار و غیره؛
آزاد کردنِ زندانی و متهم؛
پس دادن، پرداختن، ادا کردن (قرض)(رسمی)؛
انجام دادن و ایفا کردنِ وظیفه