minor
به همرسانی
/ ˈmī-nər /
adjective
کوچک، کم، جزئی، ناچیز، بیاهمیّت، کماهمیّت؛
فرعی؛
کماهمیّت (بیماری، عملِ جرّاحی)؛
سطحی (زخم)؛
کوچکتر، کوچک (در بریتانیا، آموزشی)؛
مینور، کوچک (موسیقی)؛
صغیر (حقوق)؛
کِهاد (در آمریکا، دانشگاه)
minor
/ ˈmī-nər /
noun
صغیر (حقوق)؛
رشتۀ کِهاد (در آمریکا، دانشگاه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه