ضعیف کردن، کم کردن (نور، صدا)؛
کمنور کردنِ چراغ؛
مبهم کردن، محو کردن، تار کردن، گنگ کردن (منظره، خاطره، خطوط و غیره)؛
مات کردنِ رنگ؛
از رنگورو انداختنِ زیبایی؛
از جلا انداختنِ فلز؛
کمسو کردن، کمنور کردن، تار کردن (چشم)؛
تاریک کردنِ فضا و اتاق؛
کند کردن، تضعیف کردن (حواس، ذهن)؛
کاستن از شکوه