dig sth in
به همرسانی
verb (T)
با خاک مخلوط کردن؛
فرو کردن
dig sth in
verb (I)
دست به غذا بردن، شروع به خوردن کردن (محاوره)؛
سنگر کندن (نظامی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه