devolve
به همرسانی
/ di-ˈvälv // -ˈvȯlv, // dē- /
verb (T)
محول کردن، واگذار کردن، سپردن؛
منتقل کردن؛
(رسمی)(در سیاست و جامعهشناسی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
پسآوالیدن
\ pas.'â.vâl.id.an \
فعل (ناگذر)
ساختواژه
پس
+
آوالیدن
بروید به: evolve .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
معمولا یک اندام آنگاه پسمیآوالَد ( دچارِ آوالشِ برگشتی میشود) که ناکارَک شود یا با نیازهای تازهٔ جاندار هماهنگ نباشد.
۲.
ثبت مثال
devolve
/ di-ˈvälv // ˈvȯlv // dē /
verb (I)
دچارِ تطورِ برگشتی شدن
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
فروآوالیدن
\ foru.'â.vâl.id.an \
فعل (ناگذر)
ساختواژه
فرو
+
آوالیدن
بروید به: evolve .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
سرانجام امپراتوریِ روم به دولتهای ستیزهگر فُروآوالید ( به وضعِ بدتر و پستتری تغییر یافت.)
یک مدیرِ خوب باید بداند که چگونه وظایفش را به زیردستان فُروآوالَد (احاله کند.)
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه