Logo

detest

Spider Icon
/ di-ˈtest // dē- /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

بَداستن
\ bad.âs.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
بَداییدن
\ bad.ây.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • من از اینکه همیشه به او بگویم چکار کند می‌بَدایم (نفرت دارم.) دوست داشتم با کسی کار کنم که خود‌ساخته باشد.
  • در سرتاسرِ زندگی‌اش دروغ و ریاکاری را می‌بَداست (از دروغ و ریاکاری نفرت داشت،) و ازین‌رو دشمنانِ بی‌شماری برای خود دست‌وپا کرده بود.
۳.

دیدگاه‌ها