تعیین کردن، مشخص کردن، معلوم کردن، معین کردن، روشن کردن (رسمی)؛
حساب کردن، محاسبه کردن (رسمی)؛
پیدا کردن (رسمی)؛
تصمیم گرفتن که، مصمم شدن که، عزم جزم کردن که، قصد کردن که، بر آن شدن که؛
واداشتن، وادار کردن، سوق دادن، راندن (رسمی)؛
تعیینِ خاموشی؛
کنندهٔ ... بودن