مربوط به فلسفۀ اولی، مربوط به متافیزیک، متافیزیکی، مربوط به مابعدالطبیعه، مابعدالطبیعی، مربوط به علمِ برین؛ مربوط به فلسفه، فلسفی، مربوط به حکمت؛ مچرد، پیچیده (سخن، استدلال)؛ غامض، دشوار؛ به سبکِ متافیزیکی (به سبکِ شعرِ قرنِ هفدهمِ بریتانیا)(شعر)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
متاباویکی
\ metâ.bâv.ik.i \
صفت
ساختواژه
متا + باویک + ــی
بروید به: physicalize .
نکته
متاباویکا
\ metâ.bâv.ik.â \
صفت
ساختواژه
متا + باویک + ــا
بروید به: physicalize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
بسیاری از دانشمندان میلی به بحث دربارهٔ امورِ متاباویکی ندارند.