که آدم را کثیف میکند، کثیف، کثیفکننده (کار، عمل و غیره)؛
که همه چیزِ آدم را به هم میریزد؛
کثیف (شخص، گروه)؛
نامرتب، نامنظم، شلخته؛
کثیف (ظرف و غیره)؛
نوچ؛
کثیف (جا، صفحه، مو و غیره)؛
بههمریخته، نامرتب، درهمبرهم، ریختهپاشیده؛
ناجور، بد، قروقاطی (وضعیّت)(محاوره)