mess sth/sb about
به همرسانی
verb (T)
بد رفتار کردن با، بَد تاکردن با (شخص)(محاوره)؛
علاف کردن، سردواندن؛
خراب کردن، به هم زدن، گند زدن توی (برنامه و غیره)
mess sth/sb about
verb (I)
وقت تلف کردن، وِل گشتن، پرسه زدن (محاوره)؛
مسخرهبازی درآوردن، اذیت کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه