ذوب شدن، آب شدن، گداختن (فلز، یخ و غیره)؛ آب شدن، نرم شدن (خوراکی، غذا)(در دهان)؛ حل شدن (شکر و غیره)؛ متأثّر شدن، دلِ کسی سوختن، به رقّت درآمدن؛ از بین رفتن، تمام شدن (عصبانیت، اعتماد و غیره)
melt
/ ˈmelt /
verb (T)
ذوب کردن، آب کردن، گداختن (فلز، یخ و غیره)؛ حل کردن (شکر و غیره)(در خود)