dependent
به همرسانی
/ di-ˈpen-dənt /
adjective
متکی، وابسته، نیازمند، محتاج؛
تحتِ تکفل، نانخور؛
معتاد؛
مشروط، موکول، منوط، وابسته، تابع
dependent
/ di-ˈpen-dənt /
noun
عائله، افرادِ تحتِ تکفل، متعلقان، وابستگان؛
زیردستان؛
(در جمع)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه