measurable
به همرسانی
/ ˈme-zhə-rə-bəl // ˈmā- // ˈmezh-rə- // ˈmāzh- /
adjective
اندازهگرفتنی، قابلاندازهگیری، قابل اندازه گرفتن، سنجشپذیر، سنجیدنی؛
مشهود، قابل رؤیت، قابلدیدن؛
قابلتوجّه، مهم، قابلملاحظه
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَندیختنی
\ an.dix.an.i \
صفت
ساختواژه
اَندیخت
+
ــَـن
+
ــی
بروید به: measure .
نکته
اَندیزشُو
\ an.diz.šo(w) \
صفت
ساختواژه
اَندیز
+
ــشُو
بروید به: measure .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
این اثر با ابزارهای امروزی اَندیزپذیر است.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه