degenerate
به همرسانی
/ di-ˈjen-rət // -ˈje-nə-, // dē- /
verb (I)
تباه شدن، تحلیل رفتن، رو به کاستی نهادن؛
سقوط کردن، انحطاط یافتن، رو به زوال گذاشتن، اُفت کردن، نزول کردن، رو به فساد گذاشتن (نژاد، مردم و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
وازانُردن
\ vâ.zân.or.d.an \
فعل (ناگذر)
ساختواژه
وا
+
زانُردن
بروید به: generate .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
آنسال استانداردهای آموزش بهدلیلِ کمبودِ بودجه وازانُردند (تحلیل رفتند، رو به کاستی نهادند.)
۲.
ثبت مثال
degenerate
/ di-ˈje-nə-ˌrāt // dē- /
noun
فاسد، منحط، تبهگن، تباه؛
رو به انحطاط، رو به زوال؛
آدمِ فاسد، آدمِ منحط
دیدگاهها
ثبت دیدگاه