مایل شدن، خم شدن؛
رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، امتناع کردن، سر باز زدن؛
تحلیل رفتن، رو به ضعف رفتن (سلامتی)؛
کاهش یافتن، کم شدن، تقلیل یافتن (تأثیر، نفوذ)؛
پس رفتن، تنزل کردن، نزول کردن (قدرت، کارایی)؛
زوال یافتن، رو به انحطاط رفتن، متزلزل شدن، ضعیف شدن (امپراتوری)؛
اُفت کردن، پایین آمدن، کاهش یافتن (قیمتها)؛
افول کردن و پایین رفتنِ خورشید؛
رو به پایان بودنِ روز؛
صَرف شدن (دستور)