mat
به همرسانی
/ ˈmat /
noun
پلاس، حصیر، بوریا ( به عنوانِ زیرانداز)؛
تشک (ورزش)؛
پادری، دمدری، کفشپاککن؛
لاستیکِ کفِ ماشین، کفپوشِ ماشین؛
زیر گلدانی؛
زیر لیوانی؛
زیربشقابی؛
زیردیگی؛
گوریدگی، پَتشدگی، آشفتگی، درهمبرهمی، گلولهشدگی (مو، پشم و غیره)؛
mat
/ ˈmat /
verb (T)
با پلاس پوشاندن، پلاس انداختن کفِ؛
حصیرانداختن کفِ؛
گوریده کردن، پَت کردن، درهمبرهم کردن، آشفته کردن، نمدی کردن، گلوله گلوله کردن (مو، پشم و غیره)
mat
/ ˈmat /
verb (I)
گوریده شدن، پَت شدن، درهمبرهم شدن، نمدی شدن، گلوله گلوله شدن (مو، پشم و غیره)
mat
/ ˈmat /
adjective
مات، بیجلا (رنگ، سطح)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه