mass
به همرسانی
/ ˈmas /
noun
مقدارِ زیاد، توده، انبوه، کپه، خروار، پشته، خرمن؛
ازدحام (اشخاص، اتومبیلها)؛
تعدادِ زیادی، یک عالم؛
توده، تودهها، تودۀ مردم، انبوهِ خلق، خلایق، جماعت، عامه، عوام (در جمع، masses)؛
جرم (فیزیک)
mass
/ ˈmas /
adjective
همگانی، دستهجمعی، گروهی، جمعی، عمومی؛
تودهای، تودهوار، مربوط به توده، مربوط به تودهها، تودهگیر؛
انبوه، وسیع، کلان
mass
/ ˈmas /
verb (T)
کپه کردن، روی هم انباشتن، توده کردن؛
جمع کردن، گرد آوردن (اشخاص و غیره)؛
متمرکز کردن (نیروهای نظامی)
mass
/ ˈmas /
verb (I)
کپه شدن، روی هم انباشته شدن، توده شدن؛
جمع شدن، گرد آمدن (اشخاص و غیره)؛
متمرکز شدن (سربازان)
mass
/ ˈmas /
noun
عشای ربّانی، قُدّاس، مَس (در کلیسای کاتولیک)؛
مَس (موسیقی)
(نیز با حرفِ بزرگ)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه