dash
به همرسانی
/ ˈdash /
noun
هجوم، حمله، خیز، یورش؛
برخورد، تصادم (آب، مایعات)؛
ترشح، پَشنگ، شَتک (آب، مایعات)؛
صدای برخورد و شلپشلپِ آب و مایعات؛
تیره، دَش (نقطهگذاری)؛
خطِ مورس؛
دوِ سرعت (ورزش)؛
تحرک؛
قدرت، انرژی، نیرو؛
داشبوردِ اتومبیل (محاوره)
dash
/ ˈdash /
verb (T)
پرتاب کردن، انداختن، پرت کردن؛
زدن به، کوبیدن به؛
پاشیدن (آب، گِل)؛
خرد کردن، از بین بردن (شخص، روحیه)(مجازی)؛
بر باد دادن و پایمال کردنِ امید
dash
/ ˈdash /
verb (I)
خیز برداشتن، جست زدن، جهیدن، پریدن، هجوم آوردن؛
عجله کردن، شتافتن، شتاب کردن؛
برخورد کردن، خوردن، اصابت کردن، تصادم کردن
dash
/ ˈdash /
interjection
تُف، لعنت
دیدگاهها
ثبت دیدگاه