be chilled to the marrow
به همرسانی
idiom
تا مغزِ استخوانِ کسی یخ زدن، سرما تا مغزِ استخوانِ کسی نفوذ کردن؛
زهرهترک شدن، وحشت سراپای وجودِ کسی را گرفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه