خوب به کار بردن، درست به کار بردن، خوب استفاده کردن از، درست استفاده کردن از (ابزار)؛
اداره کردن، گرداندن، چرخاندن؛
کنترل کردن؛
به نفعِ خود استفاده کردن از، بهرهبرداری کردن از؛
دستکاری کردن، دست بردن در، دخل و تصرف کردن در (حقایق، ارقام و غیره)؛
بازی کردن با، به بازی گرفتن، آلتِ دست قرار دادن (شخص)؛
جا انداختن (استخوان)؛
ماساژ دادن، مشت و مال دادن (عضلات)