cut sb / sth off
به همرسانی
verb (T)
بریدن، قطع کردن؛
کندن؛
چیدن؛
گرفتنِ ناخن؛
قطع کردنِ تلفن، برق، کمک، آذوقه و غیره؛
بستنِ آب، گاز، راه؛
رابطهٔ ... را قطع کردن (شخص، لشگر، شهر)؛
در محاصره قرار دادنِ شخص، لشگر و شهر
دیدگاهها
ثبت دیدگاه