بریدن؛
چیدنِ گل؛
درو کردنِ جو، گندم و غیره؛
انداختن و قطع کردنِ درخت و غیره؛
کوتاه کردن، زدن (مُو، پرچین)؛
گرفتنِ ناخن؛
بریدن، قطعهقطعه کردن، تقسیم کردن، برش زدن (گوشت، کیک و غیره)؛
پاره کردن، دونیمه کردن (طناب و غیره)؛
اخته کردنِ حیوان؛
تراشیدنِ مجسمه؛
حک کردن، قلم زدن (خط، تصویر)؛
کندن، درآوردن (پله و غیره)؛
حفر کردنِ تونل؛
تراش دادن، تراشیدن (جواهر، بلور)؛
بریدنِ پارچه؛
کم کردن، تقلیل دادن، کاستن از (قیمت، حقوق و غیره)؛
کوتاه کردن، نیمهکاره گذاشتن (مسافرت، کار و غیره)؛
شکستن، پایین آوردن (رکوردِ ورزشی)؛
زدن از، سانسور کردن (متن، کتاب و غیره)؛
ول کردن، تعطیل کردن، رها کردن (کار، وظیفه)؛
همدیگر را قطع کردن (خطوط، راهها)؛
زخم کردن، بریدن، زخم زدن؛
آزردن، جریحهدار کردن، رنجاندن (مجازی)؛
کات زدن و پیچی زدنِ توپ (ورزش)؛
کشیدن، کوپ کردن (ورقِ بازی)؛
خاموش کردنِ چراغ، موتور و غیره؛
ضبط کردن، پر کردن (صفحه، نوار)