cushion
به همرسانی
/ ˈku̇-shən /
noun
بالش، کوسَن، نازبالش؛
تشکچه؛
پُشتی، مخده؛
بالشتکِ سوزن و غیره؛
ضربهگیر، بالشتک (فنی)؛
زیرسری (فنی)؛
پشتگرمی، قوتِقلب (مجازی)؛
لبهٔ داخلیِ میزِ بیلیارد
cushion
/ ˈku̇-shən /
verb (T)
بالش گذاشتن زیرِ؛
روی بالش گذاشتن؛
پشتی گذاشتن؛
تشکچه گذاشتن؛
بالشتک گذاشتن زیرِ \ میانِ، زیرسری گذاشتن برای (فنی)؛
جلوگیری کردن از، مانعِ ... شدن، از فشارِ ... کاستن (ضربه، اصطکاک)؛
حمایت کردن از، محافظت کردن از، حفظ کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه