curdle
به همرسانی
/ ˈkər-dᵊl /
verb (I)
بریدن، ترش شدن (شیر)؛
بستن، منعقد شدن، دلمه شدن (خون)؛
سفت شدن، منجمد شدن (روغن)
curdle
/ ˈkər-dᵊl /
verb (T)
ترش کردن، برّاندن (شیر)؛
بستن، منعقد کردن، دلمه کردن (خون)؛
منجمد کردن (روغن)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه