ساختن، درست کردن؛
تولید کردن (کالا)؛
پختن (نان)؛
دوختن (لباس)؛
زدن (خشت و غیره)؛
مرتب کردن، جمع کردن (رختخواب)؛
آماده کردن، تهیه کردن (قهوه، غذا)؛
روشن کردن (آتش)؛
برپا کردن، ایجاد کردن (سروصدا)؛
برقرار کردن (صلح)؛
بنا کردن (ساختمان)؛
ایراد کردن (سخنرانی)؛
مرتکب شدن (اشتباه)؛
کندن، ایجاد کردن (سوراخ)؛
وضع کردن، پدید آوردن (قانون)؛
آفریدن، خلق کردن، بهوجود آوردن، هستی بخشیدن (مخلوقات، انسان)؛
ساختن، تشکیل دادن(دایره، صف، گروه و غیره)؛
نوشتن، تنظیم کردن، تهیه کردن (وصیتنامه، لایحه و غیره)؛
تهیه کردن (فیلم)؛
گرفتن (تصمیم)؛
خوردن، صرف کردن، میل کردن (غذا، قهوه)؛
درست کردن، بهوجود آوردن، ایجاد کردن، باعثِ ... شدن، موجبِ ... شدن (دردسر، مشکل و غیره)؛
کردن، ساختن، نمودن؛
درآوردن (پول، سود)؛
بهدست آوردن، بههم زدن، کسب کردن، پیدا کردن (شهرت، ثروت)؛
بُردن با، دست بردن، ورق بُر زدن (ورق بازی)؛
بُردن، بهدست آوردن (کریکت)(امتیاز و غیره)؛
مجبور کردن، واداشتن، وادار کردن؛
باعث شدن که، موجب شدن که؛
نشان دادن، نمایش دادن، ترسیم کردن، توصیف کردن؛
برآورد کردن، تخمین زدن؛
برابر بودن با، مساوی بودن با، برابر شدن با، مساوی شدن با، بالغ شدن بر، سر زدن به، شُدن؛
بودن، شدن، به حساب آمدن؛
شدن، از آب درآمدن، از کار درآمدن؛
پشتِ سر گذاشتن، طی کردن، رفتن (مسافت)(محاوره)؛
رسیدن به، خود را به ... رساندن (قطار، هواپیما و غیره)؛
با سرعتِ ... حرکت کردن، با سرعتِ ... رفتن (محاوره)؛
به مقامِ ... رسیدن، جایی در ... به دست آوردن، تو ... رفتن (در آمریکا، محاوره)؛
به عنوانِ ... انتخاب کردن، به عنوانِ ... برگزیدن، قرار دادن، کردن؛
دادن (پیشنهاد، هدیه)؛
موفّق کردن، باعثِ موفقیّتِ ... شدن، به موفقیّت رساندن