خرد کردن و کوبیدنِ سنگ؛
فشردن، چلاندن، له کردن (میوه)؛
آسیا کردن یا آرد کردنِ غله؛
چپاندن، در هم فشردن، تپاندن؛
مچاله کردن، چروک کردن، از شکل انداختن (لباس و غیره)؛
از پا درآوردن، شکست دادن، تارومار کردن (دشمن، کشور)؛
سرکوب کرن، خفه کردن، در هم کوفتن (انقلاب)؛
پایمال کردن و بر باد دادنِ امید و آرزو؛
از میدان بهدربردن، سرِ جای خود نشاندن، مقهور کردن (رقیب، حریف)؛
خیط کردن، بور کردن، از رو بردن، روی ... را کم کردن؛
باز کردن، بریدن (راه)