crumble
به همرسانی
/ ˈkrəm-bəl /
verb (T)
خُرد کردن، ریزریز کردن
crumble
/ ˈkrəm-bəl /
verb (I)
خرد شدن، تکّهتکّه شدن (نان، گچ و غیره)؛
فروریختن، ویران شدن، ریختن (ساختمان، دیوار و غیره)؛
فروپاشیدن، سقوط کردن (حکومت، امپراتوری)؛
بر باد رفتن، نقش برآب شدن (امید، آرزو)(مجازی)
crumble
/ ˈkrəm-bəl /
noun
دسرِ میوه (در بریتانیا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه