قطع کردن، از وسطِ ... گذشتن، عبور کردن از، رد شدن از، گذشتن از (خیابان، رود، اتاق، بیابان و غیره)؛
خط زدن، قلم زدن، قلم گرفتن، خط کشیدن روی (کلمه، رقم و غیره)؛
بیخبر از کنارِ یکدیگر گذشتن، از مقابلِ هم گذشتن و همدیگر را ندیدن (اشخاص)؛
مخالفت کردن با؛
پیوند زدنِ دو گیاه؛
جفتگیری کردنِ دو حیوان؛
پاس دادن، سانتر کردن (فوتبال و غیره)