cripple
به همرسانی
/ ˈkri-pəl /
noun
شَل، چُلاق؛
فَلَج، اِفلیج؛
زمینگیر، علیل، عاجز، معلول؛
بیدستوپا
cripple
/ ˈkri-pəl /
verb (T)
شَل کردن، چلاق کردن، علیل کردن، زمینگیر کردن؛
ناقص کردن؛
از کار انداختنِ کشتی و هواپیما (مجازی)؛
متوقف کردن، لنگ کردن، خواباندن، فلج کردن (کار، فعالیت، تولید و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه