crimp
به همرسانی
/ ˈkrimp /
verb (T)
فر زدن و تاب دادنِ مو؛
چین دادن و چیندار کردنِ پارچه و غیره؛
سدِ راه شدن، مانعِ ... شدن، جلوگیری کردن از (در آمریکا، محاوره)
crimp
/ ˈkrimp /
noun
جلوگیری، ممانعت؛
حلقهٔ مو، طره، فر، تاب؛
چین، تا (پارچه و غیره)؛
(در آمریکا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه