major
به همرسانی
/ ˈmā-jər /
adjective
اصلی، عمده، بزرگ، مهم، اساسی، بنیادی؛
ارشد (فرزند)؛
بزرگ (در مدارسِ بریتانیا، شخص)؛
کبیر، بالغ (حقوق)؛
مِهاد، اصل (در آمریکا، دانشگاه)؛
ماژور، بزرگ (موسیقی)
major
/ ˈmā-jər /
noun
فردِ کبیر، فردِ بالغ (حقوق)؛
رشتۀ اصلی، درسِ اصلی، رشتۀ مِهاد (در آمریکا، دانشگاه)؛
دانشجو؛
ماژور (موسیقی)؛
لیگِ اصلی، مسابقاتِ دورهای اصلی (در آمریکا، ورزش، در جمع)
major
/ ˈmā-jər /
noun
سرگرد (نظامی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه