crib
به همرسانی
/ ˈkrib /
noun
آخور؛
کَتِه، گنجه (غله)؛
قوطی، جعبه (نمک و غیره)؛
سبدِ نمک و غیره؛
شبیهسازیِ زایشِ مسیح، طویلهٔ مسیح (در بریتانیا)؛
تختِ نوزاد
crib
/ ˈkrib /
verb (T)
حبس کردن، تو سیاهچال انداختن
crib
/ ˈkrib /
noun
سرقتِ ادبی، دزدیِ ادبی؛
ترجمهٔ تحتاللفظی (آموزشی)؛
تقلب، کپی کردن (آموزشی)؛
دلهدزدی (محاوره)
crib
/ ˈkrib /
verb (T)
کپی کردن، نوشتن از روی (برگهٔ امتحانی، نوشته، اثر)؛
کش رفتن، دزدیدن (محاوره)
crib
/ ˈkrib /
verb (I)
تقلب کردن، نوشتن از روی دستِ (آموزشی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه