خزیدن (حیوان)؛
خزیده رفتن، سینهخیز رفتن، چهار دستوپا رفتن، دولا دولا رفتن (انسان)؛
یواش رفتن، آرام رفتن، بیصدا حرکت کردن، دزدیده راه رفتن؛
خزیدن، شاخه دواندن، بالا رفتن (گیاه)؛
خود را جا کردن، رخنه کردن، نفوذ کردن، راه یافتن؛
سررسیدن، ناگهان رسیدن (زمان، سن)؛
لرزیدن، مرتعش شدن، متشنج شدن (تن، گوشتِ تن)