cracked
به همرسانی
/ ˈkrakt /
adjective
ترکخورده، تَرَکتَرَک، تَرکدار، قاچقاچ؛
خل، دیوانه، کلهپوک، بیمغز (محاوره)؛
دورگه، کلفت، خشدار، گرفته، ناخوشایند،
خشن، نخراشیده (صدا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه