cow
به همرسانی
/ ˈkau̇ /
noun
گاوِ ماده؛
ماده، مادینه (فیل، کرگدن، وال و غیره)؛
زنیکه (عامیانه، به تحقیر)
cow
/ ˈkau̇ /
verb (T)
مرعوب کردن، ترساندن، وحشتزده کردن، تو دلِ ... را خالی کردن
cow-
prefix
گاوی، مادهگاو،
گاو
- (ماده)
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه