پوشاندن، پوشیدن (چیز، شخص)؛
جلد کردنِ کتاب؛
پنهان کردن، مخفی کردن (شخص، احساسات و غیره)؛
خفه کردنِ صدا؛
حمایت کردن از، محافظت کردن از، دفاع کردن از، زیرِ پوشش قرار دادن؛
بیمه کردن؛
پیمودن، طی کردن، پشتِ سر گذاشتن، درنوردیدن (فاصله)؛
مشرف بودن بر، اشراف داشتن بر، زیرِ نظر داشتن، مسلط بودن بر؛
جلوی لولهٔ اسلحه نگه داشتن؛
هدفگیری کردن، نشانه رفتن به؛
تحتِ آتشِ پشتیبانی قرار دادن، زیرِ پوشش گرفتن؛
کافی بودن برای، بس بودن برای، تکافو کردن، جوابگوی ... بودن، کفافِ ... را کردن (پول)؛
تأمین کردنِ مخارج، جبران کردنِ مخارج؛
دربرگرفتن، دربرداشتن، فراگرفتن، شاملِ ... بودن (کتاب، سخن، تحقیق و غیره)؛
حمایت کردن و پشتیبانی کردنِ یار در ورزش؛
گرفتنِ حریف؛
گزارش کردنِ خبر، واقعه و غیره (روزنامهنگاری)؛
جفتگیری کردن با (اسب)؛
خوابیدن روی (مرغ)