cost
به همرسانی
/ ˈkȯst /
verb (T)
ارزیدن، ارزش داشتن، قیمت داشتن؛
خرج برداشتن، تمام شدن، درآمدن، آب خوردن؛
به بهای \ قیمتِ ... تمام شدن؛
در پی داشتن، به دنبال داشتن؛
طلب کردن، لازم داشتن، خواستن، بردن؛
گران بودن برای (محاوره)
cost
/ ˈkȯst /
verb (T)
قیمتگذاری کردن، تعیینِ قیمت کردن (کالا)(بازرگانی، مالی)؛
برآوردِ هزینهٔ ... را کردن، قیمتِ ... را برآورد کردن (کار، تولید)
cost
/ ˈkȯst /
noun
هزینه، خرج، قیمت، بها؛
مخارجِ دادگاه، هزینهٔ دادگاه (حقوق، در جمع)
cost-¹
prefix
بروید به: -costo .
(پیشوندیس)
cost-²
prefix
خرج،
هزینه
-
(پیشوندیس)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه