فاسد؛
رشوهخوار، رشوهبگیر (شخص)(به تحقیر)؛
عیاش، هرزه، منحرف؛
فاسد (اخلاق)؛
کثیف، غیرِاخلاقی (رفتار و غیره)؛
آلوده، ناخالص، ناپاک، خراب، گندیده، متعفن (هوا، خون، محیط و غیره)؛
ناسره، ناخالص، آشفته، مسخشده (زبان)؛
پرغلط، مغشوش، تحریفشده، مخدوش (متن، نوشته)