corrode
به همرسانی
/ kə-ˈrōd /
verb (T)
فرسودن، خوردن، پوساندن (فلز)؛
ضایع کردن، خراب کردن، تباه کردن، از بین بردن،
تحلیل بردن (مجازی)
corrode
/ kə-ˈrōd /
verb (I)
فرسوده شدن، خورده شدن، پوسیدن، زنگ زدن (فلز)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه